بامداد خمار
پنجشنبه 26 دی 1398 :: نویسنده : shadi ...

بعضی از عروسكامو اصلا دوست نداشتم
اولش باهاش بازی میكردم اما خیلی زود ازش  خسته میشدم و پرتش میكردم یه گوشه ی اتاق
عروسك بیچاره...
موهاشو میچیدم.
لباساشو در میووردم.
با لاك و خودكار و هرچی كه جلو دستم بود، لپاشو سرخ میكردم .
از هر جا ناراحت بودم، سرش داد میزدم و به در و دیوار میكوبیدمش و هرچی دلم میخواست بهش میگفتم...
روزای زیادی سپری میشد و من حتی فرصت نمیكردم كه یه كم جابه جاش  كنم تا نپوسه.
من بهش  نگاه هم نمیكردم 
اما 
اما اون عروسكی رو كه دوست داشتم 
اول از همه براش اسم انتخاب میكردم 
موهاشو اونقدر یواش شونه میكردم كه یه وقت دردش نیاد 
از غذای خودم بهش میدادم 
ساعت ها بهش نگاه میكردم و باهاش حرف میزدم 
شبا تو تخت كنار خودم میخوابوندمش و براش  قصه میخوندم 
هر جا میرفتم با خودم میبردمش 
لباسی  كه از تن عروسكی كه بدم میومد كنده بودم ، 
تن عروسكی كه دوست داشتم میكردم. 
همه جوره هواشو داشتم.
اما اون ...
عروسك بیچاره 
با یه چشم كور شده و صورت سرخ
با دل و روده ی بیرون زده 
با موهای از ته چیده شده و یه دستِ كنده شده 
بالای  كمد، میون بقچه ها و چمدونای به درد نخور پناه میگرفت و با صدای  خنده های  من و عروسكم
خروار خروار، پیر میشد 

قد كشیدم 
قد كشیدم و دیدم 
عروسك جاش رو به آدما داد 
عروسك جاش  رو به من داد
ما هنوز داریم بازی میكنیم  
انتخاب میكنیم 
یا انتخابمون میكنن 
برای دوست داشتن 
و یا 
هرگز دوست نداشتن ...

(حالا من یك عروسكم)

 "صبا ایزددوست



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : shadi ...
نویسندگان
نظرسنجی
تو وبم راه های کسب درامد خوبه یا شعر






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
<
رز موزیک
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات