بامداد خمار
سه شنبه 29 بهمن 1398 :: نویسنده : shadi ...
یکی بود, یکی نبود....
این داستان زندگی ماست...
همیشه همین بوده...
یکی بود, یکی نبود..
در اذهان شرقی مان نمیگنجد باهم بودن..
باهم ساختن..
برای بودن یکی ... باید دیگری نباشد..
هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود:
که یکی بود, دیگری هم بود و همه بودند..
و ما اسیر این قصه کهن ...
برای بودن یکی , دیگری را نیست میکنیم... از دارایی, از آبرو, از هستی..
انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست ....
و فکر میکنیم هیچ کس نمیداند, جزما ... هیچ کس نمیفهمد , جز ما...
و آن کس که نمیداند و نمی فهمد, ارزشی ندارد, حتی برای زیستن .. و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم ..
هنر نبودن دیگری...
پس بیاییم قصه کهن را عوض کنیم و کهنی نو بسازیم
بیایید برای با هم بودن و در کنار هم بودن تلاش کنیم تا لذت با هم بودن را درک کنیم
با هم باشیم و در کنار هم برای همیشه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : shadi ...
نویسندگان
نظرسنجی
تو وبم راه های کسب درامد خوبه یا شعر






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
<
رز موزیک
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات