بامداد خمار
چهارشنبه 28 خرداد 1399 :: نویسنده : shadi ...
من نمی‌دانم با تو تا کجا می‌توان خوشبخت بود
راستش من اصلا مطمئن نیستم خوشبختی همین چیزی باشد که در کنار تو تجربه می‌کنم
من فقط می‌دانم کنار تو بودن یک چیزی دارد که هیچ چیز در دنیا مانندش نیست
تنها می‌توانم به خودم قول دهم که تا همیشه‌ی خدا چای تلخ کنار تو بچسبد،
لقمه‌های نان و پنیر کنار تو مزه‌ی چلوکباب‌های آن‌سرِ شهر را بدهد،
قدم قدم گز کردنِ شهر کنار تو از هزار هزار سفرِ دوردست‌ها بیشتر بچسبد
می‌توانم مطمئن باشم که پاییز در کنارِ تو بهترین فصل خواهد بود
اصلا می‌توانم از حالا تا قیامت چشم‌هایم را راحت روی هم بگذارم و بدانم هیچ دستی گرمای دست‌های تو را ندارد
و بدانم چیزی که برای من شیرین‌ترین حس دنیاست تنها در دست های توست
و مطمئن باشم که تو با خودت چیزی شبیه خوشبختی داری…



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


بعضی ترانه ها را می توان بارها و بارها گوش داد

بعضی انسان ها را می توان بارها و بارها دوست داشت

مدیر وبلاگ : shadi ...
نویسندگان
نظرسنجی
تو وبم راه های کسب درامد خوبه یا شعر






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات